تبليغاتX
ریاضی - معما های ریاضی

explorer blog

شنبه پانزدهم فروردین 1388

معما های ریاضی

۱- يك فرد بي سواد چهار تا ساعت دارد: ساعت A كه هر روز يك ثانيه عقب مي ماند؛ B كه هر روز 1 دقيقه عقب مي ماند؛ ساعت C كه هر روز 1 ساعت عقب مي ماند؛ و ساعت D كه اصلا كار نمي كند
او از ما كمك مي خواهد كه بداند كدام ساعت بيشتر زمان صحيح را نشان مي دهد تا از آن استفاده كند. شما كداميك را پيشنهاد مي كنيد (دقت كنيد كه صاحب ساعت فرد بيسواد مي باشد و نمي تواند جمع و تفريق كند)

 ۲- ماهیگیر روی هم تعدادی ماهی میگیرن. موقع تقسیم ماهیها ماهیگیر اول 1 ماهی رو توی آب میندازه تا تعداد ماهیها بر 3 بخشپذیر بشه(باقیمانده ی تعداد ماهیها بر3 میشده 1). بقیه ی ماهیها رو 3 قسمت می کنه و 1 قسمت رو برمیداره. 2ماهیگیر بعدی هم همین کارو رو بقیه ی ماهیها انجام میدن. الف. تعداد ماهیها چقدر میتونسته باشه؟ب. تعداد ماهیها چقدر باشه تا به هر 3 ماهیگیر به تعداد مساوی ماهی برسه؟

۳- اگر 12 مهره داشته باشیم به طوری که وزن یکی از مهره ها با بقیه متفاوت باشد .
چگونه باحداکثر 3 بار استفاده از یک ترازوی دو کفه  می توان مهره ی متفاوت را یافت؟

۴- n تا کیسه داریم ودر داخل انها بی نهایت وزنه با وزن های متفاوت و یک ترازوی دیجیتال در اختیار داریم چگونه با یک بار وزن کردن وزن هر کیسه را بفهمیم

۵- یه آمار گیر میره در یه خونه ای و راجع به خودش و بچه هاش سوال میکنه.
طرف میگه: "برای سن بچه هام یه معما میگم باید حلش کنی تا سنشون رو پیدا کنی. من سه پسر دارم که حاصل ضرب سن اونا میشه 36 و حاصل جمع سنشون 2 تا از شماره پلاک همسایه سمت راستی کمتره".
آمار گیره یه خورده فکر میکنه و میگه: "با این اطلاعات نمیتونم حلش کنم میشه یه راهنمایی بکنین".
صابخونه میگه: "پسر بزرگترم ماكاروني خيلي دوست داره!!!" و آمارگیره مساله رو حل میکنه!! 
حالا شما میتونین بگین سن بچه ها به ترتیب چند بوده؟!!

۶- عرب سومي به انها پيوست .شب شد و همه با هم 8 قرص نان را خوردند.عرب سوم 8 درهم به ان دو عرب ديگر داد كه بر سر تقسيم ان بين اين دو اختلاف افتاد.
ان كه 5 قرص نان داشته بود مي گفت تقسيم بايد به نسبت 5 به 3 انجام گيرد
و ديگري مي گفت بايد به تساوي باشد.اختلافشان بالا گرفت
و سرانجام از حضرت علي داوري خواستند .ان حضرت 7 درهم را حق صاحب 5 قرص نان و1 درهم را حق صاحب 3 قرص نان دانست!!!
به نظر شما داوري حضرت بر چه پايه اي بوده است؟

 ۷- مردي تردست كه با جواني ساده دل اما آزمند همسفر شده بود و به مقدار پولش
پي برده بود به او چنين پيشنهادي كرد:
تردست:دوست داري پولت را دو برابر كنم؟؟
ساده دل:چه بهتر از اين.
تر دست:يك شرط دارد هر بار كه پولت را دو برابر كنم بايد 800 تومان به من بدهي
قبول ميكني؟؟
ساده دل شرط را پذيرفت اما پس از 3 بار همه ي پولهايش را از دست داد!!
اين جوان ساده دل قبل از اين شرط بندي چند تومان با خود داشته است؟؟

 ۸- در زمان قديم كه روستاييان محصولات خودشان را بميدان براي فروش مي آ وردند يك زن روستايي يك سبد تخم مرغ بميدان آورده كه بفروشد.
هنوز هيچ نفروخته بود كه اسب يك سوار پاش خورد بسبد تخم مرغ. نتيحتا بيشتر تخم مرغ ها شكستند.
اسب سوار خيلي نا راحت شد واز روستايي پوزش خوا ست و حاضر شد پول همه آنهارا بپردازد.
اسب سوار از روستايي سوال كرد": "مادر جون چند تا تخم مرغ داشتي؟"
خانم در حواب گفت:
"تعدادشونو نميدو نم اما وقتي آنهارا دوتا دوتا بر ميداشتم يكي باقي ميموند
وقتي سه تا سه تا بر ميداشتم يكي باقي ميموند, وقتي چهارتا چهارتا بر ميداشتم يكي باقي ميموند, وقتي پنحتا پنحتا بر ميداشتم يكي باقي ميموند, وقتي شش تا شش تا بر ميداشتم يكي باقي ميموند, اما وقتيكه هفت تا هفت تا بر ميداشتم هيچي باقي نميموند.
اسب سوار حساب كرد و پول تخم مرغاي زن را داد.
- سوال
كمترين تعداد تخم مرغي كه زن روستايي ميتوانست داشه باشد چندتا بود؟

نوشته شده توسط علیرضا کوکب در 19:28 |  لینک ثابت   •